تبلیغات
کلاس چهارم

کلاس چهارم
نویسندگان

-رشد جسمانی کودک : در دوره ابتدایی ، تارهای عصبی ، " میه لینی " می شوند ، در نتیجه ، رشد جسمانی کودک در این دوره ، بسیار مهم است . میه لینی شدن تارهای عصبی ، در مقطع دبستان ، به سطوح بالاتر و تکامل می رسد و سبب هماهنگی کامل حس و حرکت کودک می گردد. هماهنگی حسی – حرکتی در این دوره از رشد بالایی برخوردار است. کودک در اثر تکامل مراکز عصبی و تجارب جسمانی خود ، قادر به تعبیر و تفسیر پیامهای دریافتی حواس خود بوده و می تواند بدانها پاسخ صحیحی بدهد . تفاوت رشد جسمانی کودک دبستانی و پیش دبستانی ، از این جنبه است .  

2-کاهش خود مداری : در دوره دبستان ، خودمداری کاهش می یابد . کودک در این مرحله ، در صورت قرار گرفتن در یک محیط مناسب ، مدرسه مطلوب و آموزگاران ماهر ، به تدریج می تواند به حقوق دیگران توجه و آن را رعایت نماید ؛ حتی گاهی اوقات نیز می تواند ، از حق خود بگذرد و دیگران را در نظر بگیرد . از طریق فعالیتهای گروهی ، بیشتر می توان به این ویژگی توجه نمود .  

3-معقول تر شدن پیوندهای عاطفی کودک : در این مرحله ، کودک ارتباط عاطفی شدیدی با خانواده خود برقرار می کند . در دوره دبستان ، این پیوندها معقول می شوند و او می تواند چند ساعتی دور از آنها ، جدا از آنها بماند ، بدون اینکه خلأ عاطفی احساس کند . این ویژگی، در رشد عاطفی کودک و هدف آموزش و پرورش که همانا استقلال عاطفی کودکان است ، بسیار مهم می باشد . در دوره دبستان ، پیوندهای عاطفی سست نمی شوند و از بین نمی روند ، بلکه در صورت برخورداری کودک از محیط گرم خانوادگی ، مادری کاردان و جذابیت محیط آموزشی ، به تدریج می تواند به استقلال دست یابد .  

4-تغییر شکل کنجکاوی کودک : کنجکاوی کودک در دوره دبستان ، بر خلاف دوره پیش دبستانی که بی هدف بود ، هدفمند و جهت دار می شود. در دوره دبستان ، با استفاده از دروسی مثل علوم ، می توان مفهوم علیت را در کودک پرورش داد .

5-تغییر شکل مشاهدات کودک : کودک دبستانی در هنگام مشاهده ، به بررسی علل پرداخته ، چرایی مسائل را جستجو کرده و به چگونگی فرایندها توجه می کند .

6-حرکت از تخیل به سوی واقعیت : کودک دبستانی بیش از حد از تخیل دور شده و به واقعیت نزدیک می شود . یکی از ویژگیهای مهم این دوره ، کاهش تخیلات است .

به طور کلی ، بر اساس ویژگیهای مذکور دوره دبستان ، باید به چند مسأله توجه نمود . یکی از فعالیتهای بسیار مهم این دوره ، بازی است . در این مرحله ، بازیهای بی هدف و بی قاعده دوره پیش دبستانی به بازیهای هدفمند تبدیل می شوند . مربی باید دانش آموزان را از بازیهای بی هدف به بازیهای همراه با کار سوق دهد ، به این ترتیب ، کودک با اتمام کار ، می تواند به ارضاء روحی برسد .

نکته دیگر در این دوره ، هماهنگی خانه و مدرسه است . والدین باید در محیط خانه شرایط استقلال عاطفی کودک را فراهم نمایند . مربیان نیز باید محیط جذابی را فراهم کنند تا کودک نگرش مثبتی نسبت به مدرسه داشته باشد . هر چه ارتباط بین والدین و مربیان بیشتر باشد ، بهتر می توان در جهت اهداف آموزشی گام برداشت .

در دوره دبستان ، مربیان باید برخورد مطلوبی با اشتباهات و خطاهای کودکان داشته باشند ، هیچگاه کودک را در حضور جمع شرمسار نکنند، برای تغییر رفتارهای نامطلوب کودک از روشهای اصلاح رفتار بهره جویند و رفتار نامطلوب او را توسط تقویت رفتارهای درست تغییر بدهند .

مربیان باید آگاه باشند که ضعف درسی کودک بنا به دلایل بسیاری از جمله ناتوانی یادگیری ، مشکلات عاطفی ، شخصیتی و زمانی و ضعف محیط و روشهای آموزشی صورت می گیرد .
 



  ویژگیهای کودک در دوره ابتدایی (2)

در ادامه بحث درباره ویژگیهای کودک دبستانی ، به ویژگیهای بسیار مهمی که موریس دبس و دیگر روانشناسان به آن دوره ثبات ، آرامش و سازگاری را اطلاق کرده اند ، می پردازیم .
دوره دبستان ، دوره آرامش قبل از طوفان نام دارد ، چون کودک در این مرحله به ثبات و آرامش دست می یابد . در این مقطع ، شخصیت کودک به تدریج رشد و تکامل پیدا می کند و هیچ گونه بحران هویت و اختلال عاطفی در کودکان بهنجار مشاهده نمی شود . این مرحله ، دوره عقل و دانایی است و به آن دوران " بلوغ کودکی " اطلاق می شود ، یعنی در مرحله کودکی، نوعی بلوغ محسوب می شود .
در این دوره که از شش تا ده سالگی است ، کودک در مسائل اجتماعی خود مشکل خاصی ندارد و به راحتی می تواند با دیگران کنار بیاید.
مهمترین ویژگی کودک ، ظهور تفکر اجمالی است . در دوره پیش دبستانی ، تفکر کودک در هم آمیخته است و روابط و مناسباتی در آن وجود ندارد ، اصل علیت علمی بر آن حاکم نیست ، برای پدیده های طبیعی ، علل انسانی قائل می شود و جهان بینی مبهم است . زمینه ظهور تفکر اجمالی باید در دوره دبستان ( حدود نه تا ده سالگی ) فراهم شود . تفکر اجمالی ، مرکب از روابط و مناسبات است . تفکری حد فاصل تفکر محسوس و انتزاعی است و کودک توسط آن می تواند ، فراتر از تفکر عینی برود و تصوراتی از اشیاء در ذهنش شکل می گیرد . او می تواند بدون دیدن اشیاء به مسائل فکر کرده و مفهوم را در ذهن خود تشکیل دهد . در این دوره ، چنانچه کودک از آموزش مناسبی برخوردار باشد ، درک و فهم وی از دنیای خارج ، حول چهار مفهوم اساسی شکل می گیرد :
 



  زمان
مکان
عدد
علیت

این چهار مفهوم ، ذهن کودک را نظم داده و کودک را به سمت تفکر منطقی سوق می دهد، در نتیجه او ، می تواند پدیده های اطرافش را درک کرده و بین آنها ارتباط برقرار کند .  

دوره نهفتگی : تحقیقات نشان داده ، بر خلاف دوره پیش دبستانی که کودک از لحاظ جنسی تا حدی فعال است ، در مرحله دبستانی ، تمایلات جنسی به دوره پوشیدگی و کمون می رسد ، بدین دلیل ، از این نظر مشکل خاصی نخواهد داشت ، در نتیجه ، این حالت به آرامش وی کمک کرده و او را آماده درک مطالب درسی می کند . این دوره ، برای ارایه آموزشها بسیار مناسب است . کودک در این دوره بسیار مهم تسن دایی تارهای عصبی ، میه لینی می شوند و در نتیجه رشد جسمانی کودک در این دوره بسیار مهم تسن تعلق اوج گیری حافظه : از حدود نه سالگی به بعد ، قوه حافظه کودک به سرعت رشد می کند و قادر است ، مطالب مورد علاقه اش را به راحتی حفظ کند. البته اوج گیری حافظه ، نکته منفی نیز دارد ، زیرا کودک بیش از حد متکی به حافظه اش می باشد، معلومات وی بیشتر جنبه حفظی پیدا می کند و این امر ، به جنبه های دیگر رشد او لطمه خواهد زد.  

ظهور استعدادها : سن نه سالگی ، سن ظهور استعدادهای مختلف، از قبیل استعداد موسیقی می باشد . به منظور ظهور استعدادهای کودک، باید او را در معرض فرصتهای یادگیری متنوع قرارداد و کودک را در برنامه های مختلف فوق برنامه ، از قبیل فعالیتهای علمی ، هنری ، ورزشی و موسیقی شرکت داد . در این برنامه ها ، فرصتهای یادگیری متنوعی در اختیار کودک قرار می دهند تا مربیان متوجه استعدادهای برجسته وی شوند و آنها را پرورش دهند .
به منظور بروز استعدادها ، باید از به کارگیری روشهای تدریس یکسان در مورد دانش آموزان اجتناب نمود ، زیرا این امر سبب کسالت کودک و گریز وی از مدرسه می شود . معلمان باید تلفیقی از روشهای تدریس ، از جمله روش سخنرانی ، توضیحی ، پرسش و پاسخ و ... را به کار گیرند تا به نتایج و بازدهی بالایی دست یابند .
 

الگوپذیری : دانش آموز دبستانی از بزرگسالان الگو می گیرد . یکی از جنبه های مهم شخصیت وی ، تقلید است . کودک از افرادی که در نظر وی مهم و ارزشمند هستند ، تقلید می کند . وقتی معلم درباره ارزشها صحبت می کند ، خودش حاصل ارزشها می شود . معلمان باید سعی کنند که تناقضی بین رفتار و گفتارشان وجود نداشته باشد و به ارزشها پایبند باشند .  



[ سه شنبه 10 آبان 1390 ] [ 07:42 ب.ظ ] [ آمنه کریمی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ